پروژه هکتیویسم فرهنگی طوفان

پیشگفتار:

هر گاه صحبت از هک، هکینگ و نفوذپذیری به وسط می‌آید، بطور کلی ناخودآگاه شنوندگان بصورت ناخواسته به سمت مباحث مرتبط با حوزه‌های امنیت دیجیتال سوق پیدا می‌کند. زیرا اکثر اخبار و اطلاع‌رسانی‌های که در این زمینه صورت گرفته است، محدود به حوزه‌های آیتی بوده و همواره محتوای این اخبار بیشتر ناخوشایند هستند.

اما باید بدانید که گستره عملیات‌های هکینگ یا نفوذگری تنها به دنیای دیجیتال و کامپیوترها محدود نمی‌شود و در برخی از عملیات‌ها هدف اصلی نفوذ به انسان‌هاست. متاسفانه از آنجایی که بیشتر این عملیات‌ها برای مقاصد سیاسی طراحی و اجرا می‌شوند، در مورد آنها اطلاع رسانی دقیق و شفافی صورت نمی‌گیرد.

«عملیات طوفان» یک عملیات هکینگ به روش هکتیویسم است که قصد دارم آنرا بصورت شفاف معرفی و اطلاع‌رسانی کنم.


هکتیویسم؛
دانش فنی در خدمت آزادی بیان

در تعریف کوتاه «هکتیویسم» یکی از روشهای هکینگ یا رخنه‌گری می‌باشد. در این روش هکر یا هکرها با بهره‌گیری از مهندسی اجتماعی و روانشناسی اجتماعی بجای نفوذ به کامپیوترها به انسان‌ها نفوذ می‌کنند.

«اکتیویسم» یعنی فعالیت‌های داوطلبانه و روشنگرانه اجتماعی برای پیشبرد اهدافی مترقی که معمولا منجر به پیشرفت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی در جوامع می‌شود.

هکتیویسم، مفهومی است که از ترکیب هک یا رخنه  (به معنی توان نفوذگری) و اکتیویسم ساخته شده، یعنی کسانی که از توانایی‌ها و نوآوری‌های فنی خود در جهت پیشبرد اهداف مشخص اجتماعی، فرهنگی بهره می‌گیرند.

عملیات طوفان:

«عملیات طوفان» یک عملیات هکینگ به روش هکتیویسم [فرهنگی] است. این عملیات در تاریخ ۲۹ دی ماه ۱۳۹۲ مصادف با میلاد رسول اکرم (ص) و در راستای «حفظ، صیانت و گسترش خط فارسی در رسانه‌های دیجیتال» طراحی و برنامه‌ریزی آن آغاز گردید و طی مدت ۴ سال و ۱۰ ماه، سرانجام در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۷ که مصادف با میلاد رسول اکرم (ص) نیز بود، توانستم سه فاز مهم از چهار فاز اصلی [چرخه مهندسی اجتماعی] این عملیات را با موفقیت به پایان برسانم.

اکنون این عملیات در فاز آخر یعنی «اجرا و عمل» قرار دارد. در این فاز من قصد دارم سواد رسانه‌ای تولید نمایم و هم‌اکنون در حال تدوین و تکمیل گزارشات و مستندات مرتبط با این عملیات هکتیویسم هستم.


چرا عملیات طوفان؟!

قبل از اینکه بخواهم وارد بحث اصلی شوم و علت و دلایل طراحی و اجرای این عملیات هکتویسیم را توضیح دهم، لازم است بیان یک چکیده خلاصه شده از سرگذشتم و برخی از خصوصیات شخصی و بعضی از تجربیاتی که تا به امروز آنها را پشت سر گذاشتم، بتوانم اهمیت برخی از مباحث را از دیدگاه خودم برای شما شفاف و روشن کنم تا هنگامی که به اصل موضوع رسیدیم، شما نیز بتوانید با دلایل اصلی من براحتی ارتباط برقرار سازید.

من:

من زادهٔ این سرزمینی هستم به اسم ایران که بسیار به آن تعلق خاطر فراوان دارم. هویتم برگرفته از تمامی مولفه‌ها و ارکان هویت ملی کشورم است هر چه که به ایران مرتبط باشد را دوست می‌دارم، حتی برای آنهایی که با سلایق شخصی من همراستا نیستند یا در تضاد می‌باشند نیز سعی می‌کنم تا آنجایی که امکان دارد، حداقل برایشان ارزش قائل شوم و به آنها احترام بگذارم.

من یک ایرانی هستم که به ایرانی بودن خودم افتخار می‌کنم و یک وطن‌پرست مستقل هستم، یعنی هیچ وابستگی ذهنی به هیچ‌یک از نظام‌های حکومتی قبل، حال و بعد ایران ندارم. سیاست را دنبال می‌کنم، اما اصلا اهلش نیستم، چون ذات سیاست را کثیف می‌دانم. علاوه بر این متاسفانه از آنجایی که یکی از اقوام درجه دوم من در همان اوایل انقلاب اسلامی گویا با مجاهدین خلق همکاری‌هایی داشتند و […]، الان من و خانواده‌ام یک ستاره از نگاه مسوولین محترم کشورم به ارث بردیم، بطوری که همیشه به چشم یک […] نگاه شدیم.

همچنین من یک خداباور متعصب هستم، یعنی اعتقاد راسخ به وجود خالق یکتا دارم و این موضوع اصلا ارتباطی با اعتقادات مذهبی من ندارد. ریشه اصلی این تعصب بر می‌گردد به یک تجربه تلخ و دردناک که در گذشت داشتم.
در سن ۱۷-۲۰ سالگی من آن چوب معروف خدا را که همه اسمش را شنیدیم، را از نزدیک لمس کردم[خوردم]، و بعد از آن لطف‌ و مهربانی خالقم را هم دریافت کردم. لذا بعد از آن من اعتقاد قلبی و راسخ به وجود خالق یکتا دارم.

و گفتنی است که خط قرمزهای من نیز شامل همین چهار مورد است: یعنی خدا، ایران، جامعه و فرهنگ که هر کدام از آنها برای من بسیار مهم، محترم و پراهمیت هستند.

از کجا شروع شد؟

در حقیقت همه چیز از اینجا شروع شد، از یک حرکت ناجوان‌مردانه که توسط این افراد صورت گرفت.

بزودی تکمیل می‌گردد.