خداناباوران اکوسیستم انتخاب کنید توبه یا قانون

پیشگفتار

بارها و بارها از مبلغان دین اسلام شنیده‌ایم که خداوند متعال و یکتا، یکی از مخلوقات خودش را به عنوان برترین و اشرف تمام مخلوقاتش معرفی کرده است. گویا همین موضوع برای برخی از انسان‌ها باعث ایجاد تکبر و بدتر از آن توهم ایجاد کرده است، بطوری که پاک فراموش کرده‌اند که تمامی انسان‌ها فارغ از زنگ و نژاد و … همگی بطور ذاتی موجودی جاهل، ناآگاه و بی‌تجربه و خام هستند.

فلاکت آموخته شده

البته این احتمال نیز وجود دارد که این برخی از انسان‌ها هوشمند و روشنفکر روحشان کاملا از این موضوع بی‌خبر است که خود انسان هم حیوان است و تنها در یک مورد با سایر حیوانات و موجودات دیگر تفاوت دارد.

پس لازم به یادآوری و تذکر است که فرق بین انسان با حیوان در این است که انسان قوه ناطقه و عاقله دارد، اما حیوانات و سایر موجودات دیگر این قوّه و توانایی را ندارند. یعنی آنها همانند انسان قدرت تفکر و اندیشه و تصمیم‌گیری را ندارند و نمی‌توانند از جزئیات، کلیاتی را کشف کنند یا از کلیات، جزییاتی را درک کنند، درس بخوانند و بر دانش خود بی‌افزایند، دست به تحقیق و پژوهش بزنند تا به علوم بی‌شماری دست پیدا کنند، همان طور که تاکنون توانسته‌اند به درجات بالایی از علوم دست یابند.

انسانیت انسان

انسان همانند دیگر جانداران یکسری خواسته‌ها و مطلوب‌هایی دارد و در پرتو آگاهی‌ها و شناخت‌های خویش برای دست یابی به آن خواسته‌ها و مطلوب‌ها تلاش می‌نماید. اما انسان یک سری تفاوت‌های اساسی نیز با دیگر حیوانات دارد که او را متمایز و بی‌رقیب ساخته است. آنچه که باعث تمایز و تفاوت می‌گردد به آن «انسانیت» انسان گفته می‌شود.


انسانیت در معنی به صفات پسندیده انسانی گفته می‌شود و معیاری برای تفکیک ساختن یک انسان از یک حیوان است. انسانیت در واقع همان منشأ اصلی پیدایش فرهنگ و تمدن انسانی می‌باشد.


انسانیت در معنی به صفات پسندیده انسانی گفته می‌شود و معیاری برای تفکیک ساختن یک انسان از یک حیوان است. انسانیت در واقع همان منشأ اصلی پیدایش فرهنگ و تمدن انسانی می‌باشد.

انسان همانند دیگر جانداران یکسرى خواسته‌ها و مطلوب هایى دارد و در پرتو آگاهى‌ها و شناخت‌هاى خویش براى دست یابى به آن خواسته‌ها و مطلوب‌ها تلاش می‌نماید. اما انسان یک سرى تفاوت هاى اساسى نیز با دیگر حیوانات دارد که او را متمایز و بى رقیب ساخته است. آنچه که باعث تمایز و تفاوت می‌گردد به آن «انسانیت» انسان گفته می‌شود.
انسانیت در معنی به صفات پسندیده انسانی گفته می‌شود و معیاری برای تفکیک ساختن یک انسان از یک حیوان است. انسانیت در واقع همان منشأ اصلی پیدایش فرهنگ و تمدن انسانی می‌باشد.

من هم یک انسان هستم و همانند سایر انسان‌های دیگر، طی این ۳۶ سال زندگی، بخاطر جهل و ناآگاهی‌ خودم بارها و بارها مرتکب اشتباهات ریز و درشت مختلفی شدم.

از گناه‌هان مختلف بگیرید تا تا دزدی، دروغ، ریاکاری و شاید خیلی کارهای غیر قانونی در کارنامه خودم دارم. از صاحب قلم پنهان نیست، از شما هم پنهان نمی‌کنم، حتی حیوان آزاری‌ هم کردم و متاسفانه هنوزم که هنوز است خاطراتش همچنان در جلوی چشمانم درحال رژه رفتن است🤢. چون بی‌ربط به این موضوع نیست،خلاصه از آنرا بازگو می‌کنم.

در سن ۱۰ سالگی یا ۱۲ سالگی بودم که با یک تفنگ بادی ساچمه‌ای، من گربه‌ای را که جوجه‌هایم را شکار می‌کرد را هدف گرفتم تا او را بترسانم و از جوجه‌هایم محافظت کم.

چند روز بعدش مادرم صدام کرد و گفت صالح برو گلخانه، فلان کار را انجام بده برای من.

وقتی وارد گلخانه شدم، دیدم همان گربهٔ عوضی هم اینجاست و گویا دارد خواب بعد از ظهر خودش را بجا می‌آورد. زد به سرم گه بترسنامش جلو تر رفتم متوجه شدم نه خواب نیست چون داشت با یک حالت عجیبی انگاری ناله می‌کرد. نزدیکتر شدم تا بترسانمش، اما هیچ عکس‌العملی از خودش نشان نداد، بهش که رسیدم تازه متوجه شدم که طفلکی دارد جان می‌دهد.

آقا صالح نادان گربه را فلج کرده بود و از آنجایی که قادر به حرکت نبوده، چند روز چیزی نخورده بود و داشت از فرط تشنگی و گرسنگی جان می‌داد.

منتهی بواسطه همین حوادث و اتفاقاتی در سرگذشتم با آنها روبرو گشتم تجربیات تلخ که از اشتباهاتم بدست آوردم، که در گذشته‌ مرتکب شدم و به خاطرش چوب خودا را خوردم توبه کردم که هر وقت قصد انجام کاری را دارم، می‌بایست همواره مراقب باشم که این کار من در آینده، چه نتایجی، چه عواقبی و چه اثرات مثبت و منفی بر روی جامعه‌ام می‌گذارد.
راستش اصلا دوست ندارم یکبار دیگر من به مردم جامعه‌ خودم خیانت کنم، لطمه‌ای به سایر افراد آن وارد کنم و حق‌الناس کسی یا حقوق شهروندی کسی را پایمال کنم.

اما در چند سال اخیر!

در این پست پیرامون اهمیت جامعه برای من توضیحات لازم را بیان کردم. در چند سال اخیر بواسطه حوادث و اتفاقاتی که برای من رقم خوردند متوجه این نکته شدم که من دیگر در یک جامعه انسانی زندگی نمی‌کنم.

چشمانم را که باز کردم متوجه شدم که بعله من دارم در یک جنگل زندگی می‌کنم آن هم در میان گرگ‌هایی که لباس میش پوشیده‌اند و در حال دریدن دیگران هستند


ادامه دارد..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.