آتئیسم یا خداناباوری یا بی‌خدایی چیست؟

از نگاه ویکی‌پدیا «خداناباوری»:

در معنای عام، رد باور به وجود خدا است؛ در معنایی محدودتر، بی‌خدایی این موضع است که هیچ خدایی وجود ندارد؛ در جامع‌ترین معنا، بی‌خدایی به سادگی، عدم باور به وجود هر گونه خداست. بی‌خدایی نقطهٔ روبروی خداباوری است که در کلی‌ترین شکل، اعتقاد به وجود حداقل یک خدا می‌باشد. (منبع)

این مطلب جهت ساماندهی وسازماندهی سری مطالب این مجموعه منتشر شده است و مباحث آن به صورت تدریجی تکمیل می‌گردد.

از نگاه آتئیست‌ها «خداناباوری»:

آتئیسم در حالت کلی به معنای نپذیرفتن و باور نداشتن هرگونه خدا یا آفریدگار یا حتی انرژی برتر و فرا طبیعی است.

آتئیسم تنها یک بینش به جهان است. نه جهان بینی است، نه مکتب، نه دین و نه ایدئولوژی. برای همین است که یک آتئیست در کنار این بینش کلی خود یکی از جنبش های فلسفی و یا ایدئولوژی خاصی را در کنار آن بر می گزیند.

یک آتئیست می‌تواند اگزیستانسیالیست (هستی‌گرا)، اُمانیست (انسان‌گرا یا هومانیسم)، لیبرالیست، سوسیالیست، آنارشیست، یا مارکسیست، کمونیست، یا فمینیست باشد.

یک آتئیست می‌تواند در روش فکری خود پراگماتیست (عمل‌گرا)، یا راسیونالیست (خِرَدگرا یا عقل‌گر)، یا اسکپتیسیست (شک‌گرا)، یا ساینتیست (علم‌گرا)، یا فیزیکالیست (فیزیک‌گرا)، اگنوستیک (ندانم‌گرا) و از همه جالب‌تر و برای توجه برخی از دوستان آتئیست، حتی می‌تواند دیندار (مسلمان) باشد.

منافق کسی است که فکر و اندیشه‌اش یک جور می‌گوید زبانش جور دیگری، درست بر ضد آن. احساسات و عواطفش در یک جهت است ولی تظاهرات ظاهریش در جهت دیگر. در دل خدا را قبول ندارد اما متظاهر به خداپرستی است؛

البته توجه برخی از دوستان را به این نکته جلب می کنم که ندانم گرایی و شک گرایی یکی نیست. و البته بیشتر فیلسوفان آتئیست (مانند راسل) ندانم گرا هم هستند، آنها در مقابل خدای ادیان آتئیست هستند و در برابر خدای آفریننده بدون دخالت‌گری اگنوستیک هستند. آتئیسم لزوما انکار خدا نیست، فرد آتئیست می تواند به سادگی تنها بخاطر اینکه دلایل وجودی خدا را قانع کننده ندانسته باشد خداناباور باهد. این چنین بینشی نیاز به اثبات خداناباوری خود ندارد. لزومی ندارد یک آتئیست برای اثبات درستی خود، عدم وجود خدایان را اثبات کند.

همانطور که خیلی از مردم بطور عامیانه و تنها با یک حس درونی و بدون هیچ دلیل منطقی-فلسفی خداباورند، خداناباوری هم می‌تواند حسی و بدون دلیل باشد. اگر خداناباوری برای بینش خود دلیل نداشته باشد در خانهٔ آخر می‌شود مانند عموم خداباوران و این هیچ ایرادی بر او نمی‌آورد. تنها بینش او را غیر فلسفی و عامیانه می‌کند، همین.

از سوی دیگر این که فردی آتئیست باشد لزوما به این معنی نیست که او انسانی اخلاقی و انسان گراست. حتی به این معنی نیست که او انسانی دموکراتیک و سکولار است یا این برداشت را نمی‌توان داشت که حتما انسانی خردمند و باهوش است. آتئیسم یک پز و شکلک درآوردن روشنفکرانه نیست، چون لزوما هرکس که آتئیست است انسان روشنفکری نیست. شاید بهتر باشد که بگوییم آتئیست بودن و رها از هرگونه خرافه و پیش‌فرض غلط بودن شرط لازم روشنفکری است، اما شرط کافی آن نیست.

اخلاق مداری، آزاداندیشی، خردورزی، و احترام به شان انسانیت یک چیز کاملا انسانی است که هر انسانی می‌تواند داشته باشد و برای داشتن این خصوصیات باید تلاش کند و خود را بسازد و مهم نیست که این فرد دیندار باشد و خدا باور یا ندانم گرا باشد و خداناباور. به صرف اینکه یک فرد خود را آتئیست بنامد دارای چنین فضایل انسانی نمی‌شود. هرچند بطور کلی بخاطر اینکه آتئیست‌ها در بند خرافات ادیان نیستند، از خود این خصوصیت‌ها را بیشتر نشان داده‌اند.

برای همین است که در میان آتئیست‌ها هم فردی مانند استالین یافت می‌شود، همانطور که در دینداران فردی مانند هیتلر یا القاعده و جیش العدل و دیگر قاتلان و آدم کشان یافت می‌شود. تنها فرق این است که در دینداران بیشتر مواقع باور دینی آنهاست که آنها را به رفتارهای غیر انسانی می‌کشاند، یک عضو القاعده خود را بهترین دیندار می‌داند و برگزیدهٔ خداوند خود برای اجرای عدل الهی و گسترش دین واقعی می‌داند، اما نمی‌توان جنایت‌های استالین را به نام آتئیسم نوشت. چون او به واسطهٔ آتئیست بودنش به این جنایت‌ها دست نزد، بلکه ایدئولوژی او چنین اجازه‌ای را به او داد. هیچگاه هم خود استالین نگفت من چون خداناباور هستم و برای برقراری خداناباوری در جهان به کشتار انسان‌ها دست می‌زنم. پس بنابرین شما می‌توانید جنایت‌های استالین را به نام ایدئولوژی او بنویسید.

کلا منظور سخن این بود که وقتی کامنت‌ها زیر پست دیروز را دیدم واقعاً بهم ریختم که خیلی از افرادی که خود را آتئیست می‌دانند واقعا نمی‌دانند آتئیسم چیست! یکی می‌گوید مکتب است و اخلاقیات را بخشی از آتئیسم می‌کند دیگری ندانم گرایی را در مقابل آتئیست می‌بیند و برابر با شک اندکی به وجود خدا می‌داند. تنها چیزی که می‌توان گفت این است که همین کامنت‌ها نشان می‌دهد که کسی که آتئیست شده لزوما آدم فرهیخته و خردورزی نیست. لطفا بخاطر آبروی دیگران هم که شده کمی مطالعه کنید و از دادن این نظرات بدون مطالعه در جای دیگر خودداری کنید و از آتئیسم دین یا بت نسازید که تنها اشتباه و جهل خود را نشان می‌دهید.

تکمیل می‌شود.

از نگاه من «خداناباوری»:

روبه خدا کردم و

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.