آتئیسم؛ راهکاری برای ایجاد نفاق و آشوب‌گری در جامعه

می یک ایرانی میهن‌دوست و وطن‌پرستی هستم که به جامعه‌ خودم؛ یعنی همان جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم اهمیت زیادی می‌دهم. بطوری که حتی در برخی از مسائل و مباحث جامعه برای من از اولویت و ارجحیت بسیار بالاتری نسبت به مسائل و مباحث شخصی خودم برخوردار است.

حتی جامعه را مهمتر از پولدار بودن خودم می‌دانم و زندگی متوسط در یک جامعه سالم را بسیار لذت بخش‌تر از پولدار بودن در یک جامعه کثیف می‌دانم و به هیچ عنوان حاضر نیستم که سرمایه‌های اجتماعی‌ام را با سرمایه‌های اقتصادی معاوضه کنم.

این مطلب جهت ساماندهی وسازماندهی سری مطالب این مجموعه منتشر شده است و مباحث آن به صورت تدریجی تکمیل می‌گردد.

همچنین من معتقدم که اصلاح اساسی عادات ناپسند در ممالک ذوق‌ زده‌(مثل ایران):

  • با بستن مچ‌بند و سربند و دویدن بدنبال روبَهان فرصت شمار روزگار.
  • با سر دادن شعارهایی که حاوی پیام‌های ایدآل‌گرایی و کمال‌گرایی هستند.
  • با مطرح کردن و نوشتن مطالب انگیزشی، آرمانی و روشن‌فکرانه(پوپولیستی)
  • با برپایی سمینار و کنفرانس و همایش با شوآف کردن.
  • و از همه بدتر با فرهنگ «سرت را بینداز پایین، کار خودت رو بکن».
  • یا با کارهایی که احتمالا شما بلدید، اما من بلد نیستم.

حاصل نمی‌شود. مخصوصاً در کشور عزیزم ایران که دیگر این قبیل کارها کاملا بی‌تاثیر و بی‌فایده گشته‌اند. زیرا دیگر مغز و ذهن مردم پر شده از حرف‌های خوبی که شنیده می‌شود، اما هیچ اثری از آنها در واقعیت قابل مشاهده نیست. به همین خاطر است که دیگر مردم به آنچه که می‌شنوند یا می‌بینند، اعتماد نمی‌کنند.

قبول دارم که مشکلاتی که امروز گریبانگیر جامعه من و شما شده است خیلی زیاد هستند، اما سوال اینجاست، واقعا چه کسی قرار است همت کند و آنها را درستش کند؟ خراب کردن، تخریب کردن خیلی راحت است، بهانه آوردن، شعار دادن و تظاهر و شوآف کردن که دیگر کاری ندارد، تنها چیزی که سخت است آباد کردن، ساختن و بهبود بخشیدن است.

من اعتقاد راسخ دارم که برای ایجاد هرگونه تغییر و تحول در جامعه و برای رشد و توسعه کشور عزیزمان؛ همه ما ایرانیان لازم است دست از انتظار برداریم، عزت و همت‌مان را مضاعف کنیم، آستین بالا بزنیم و عملگرا شویم. یعنی اول #از_خودمان_شروع_کنیم.

اجازه بدید من از خودم شروع کنم و بحث مهم و خاصی را پیش بکشم.

چرا هر روزمان بدتر از دیروزمان می‌شود؟!

شاید هنوز خیلی از ما ایرانیان متوجه این حقیقت نشده‌ایم که خیلی از برخوردهای بد، فسادها، مشکلات و معضلاتی که در کشورمان وجود دارد فقط بخاطر منافقین است. البته منظور آن منافقینی که اسمش را از زبان جمهوری اسلامی بارها شنیده‌ایم نیست. بیایید مرحله به مرحله پیش بریم تا بتوانم همه چیز را برایتان توضیح بدم.

نفاق چیست؟

نفاق، ادعای خوب بودن و درستکاری از طرف انسان‌های نادرست و نابکار است. نفاق آن است که ظاهر و باطن انسان مخالف یکدیگر باشد، خواه این تظاهر، دوروئی و دوگانگی در ایمان و اعتقادات باشد یا در معاشرت و رفتار با مردم باشد، خواه به قصد طلب مال و مقام باشد یا نه.

نفاق، بزرگترین بیماری یک جامعه انسانی است. نفاق، آفت و ویروس مخرب اجتماعی است که تاثیرات بسیار ویرانگری بر شخصیت و منش فردی و نظام اجتماعی وارد می‌آورد که مهمترین عوارض آن عبارتند از:

  • نفاق باعث ترویج و گسترش فساد، هنجارشکنی و رواج بد اخلاقی‌های اجتماعی در جامعه می‌شود.
  • نفاق باعث هویّت‌زدایی و انفعال فرهنگی و وادادگی فرهنگی (افراط و تفریط در فرهنگ [کشی، زدایی، زایی]) در جامعه می‌شود.
  • نفاق باعث گسترش روحیه استبدادی (یک‌دندگی) و خودکامگی در عوام جامعه می‌شود، بطوری که باعث عدم گسترش عدالت در جامعه می‌گردد.
  • نفاق باعث ایجاد یأس و ناامیدی در افراد جامعه می‌شود. همانطور که می‌دانیم آن چیزی که قادر است در جامعه، روح تلاش و کوشش و مشارکت عمومی در فرآیندها و تصمیم‌سازی‌های ملی و کشوری را در مردم ایجاد کند «امید به آینده» است. گسترش نفاق در میان مردم، آنها را نسبت به وضع جامعه بدبین و در نتیجه ناامید و دلسرد می‌کنند!

در جهان آسیبی بدتر از آن نیست که توده‌ای خونشان از جوش افتاده، از سست نهادی با نیک و بد سر کنند و از کج اندیشی فروغ و تاریکی را یکی بشمارند و بی‌خردانه ناله از چرخ و روزگار نمایند.

اگر تمایل دارید یک نمونه واقعی از نفاق را از نزدیک مشاهده کنید کافی است که نگاهی به اینجا بی‌اندازید، به سمت پایین اسکرول کنید تا از نزدیک با نفاق آشنا شوید😖.

مهم‌ترین راه درمان این بیماری، شناختِ درست و صحیحِ علائم و نشانه‌های آن و به دنبال آن، پرهیز و مبارزه با آن نشانه‌هاست. نفاق توسط نیروهای ماورایی و خودجوش به وجود نمی‌اید، یک فاعل دارد، به اسم منافق.

اما منافق کیست؟

«منافق» آن کسی است که فکر و اندیشه‌اش یک جور می‌گوید زبانش جور دیگری، درست بر ضد آن. احساسات و عواطفش در یک جهت است ولی تظاهرات ظاهری او در جهت دیگر. در دل خدا را قبول ندارد اما متظاهر به خداپرستی است. در اسلاید زیر شما می‌توانید با رفتار و عملکرد یک منافق واقعی از نزدیک آشنا شوید:

«منافقین» در حقیقت گرگ‌هایی در پوست بره، و دروغی در نقش راستین هستند. آنها نیز مثل خیلی از ماها از یک جای خیلی معمولی فعالیت خودشان را آغاز می‌کنند، منتها چون عوام‌فریب هستند، با بیان حرف‌ها و سخنان عوام‌پسندانه و با انجام کارهای ظاهری و سمبلیک خود را شوآف می‌کنند و به همین خاطر خیلی سریع در بین مردم دیده می‌شوند، بطوری که اعتماد مردم را به خود جلب می‌کنند.

و به همین ترتیب در میان مردم از جایگاه و نفوذ اجتماعی خوب و مستحکمی برخوردار می‌گردند و آهسته آهسته وارد چرخه‌های جامعه و سلسله مراتب مدیریتی کلان و خرد کشور می‌شوند. برخی در قالب لباس و ظاهر بسیجی وارد مراتب بالای حکومتی می‌شوند.

برخی دیگر با عنوان نخبه وارد سیستم مشاوره و تصمیم‌گیری عرصه‌های حیاتی کشور می‌شوند، برخی دیگر در قالب هنرمند، روشنفکر و با ژست‌های فرهیختگی وارد حوزه فرهنگ و شبکه آموزشی کشور می‌شوند و برخی دیگر در قالب متخصص، خبرنگار، کنشگری و … وارد لایه‌های پایین‌تر جامعه می‌شوند. و تازه از اینجاست که کار اصلی خود را شروع می‌کنند، یعنی سعی می‌کنند در تحت پوششی که برای خودشان محیا کرده‌اند بین مردم نفاق و تفرقه ایجاد نمایند تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.

آیا باید واقعا نگران منافقین باشیم؟

پاسخ کوتاه بله است. چون منافقین افرادی هستند که احساس تعلق اجتماعی ندارند، بطوری که مصالح شخصی نسبت به منافع اجتماعی در ارجحیت است، لذا تعهد چندانی به رشد و پیشرفت جامعه خود و اعتلای فرهنگی، علمی و اقتصادی آن نخواهند داشت. یعنی آنها:

  • افرادی هستند که نسبت به قوانین، هنجارها، حوادث و اتفاقات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره بی‌غید و بی‌اعتنا هستند.
  • افرادی هستند که به شعور و اخلاق اجتماعی هیچ تعهد و اعتقادی ندارند؛ هیچ اهمیتی به درست و غلط بودن رفتارهای خود نمی‌دهند و به همین خاطر خیلی راحت احساسات و حقوق دیگران را نادیده می‌گیرد.
  • افرادی هستند که دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند، نسبت به بقیهٔ مردم احساس دشمنی یا بی‌تفاوتی سنگدلانه دارند یا با آنها خشن برخورد می‌کنند.
  • افرادی هستند که برای آنها اصلا مهم نیست چه بر سر دیگران می‌آید و در رفتار این‌گونه افراد هیچ احساس گناه یا ندامتی دیده نمی‌شود.

این در حالی است که احساس تعلق فرد به کلیت جامعه و تعهد نسبت به سرنوشت جمعی، عمل مهمی در حفظ انسجام ملی و اعتلای یک کشور می‌باشد. اگر امروز چرخ‌های کار و تلاش مملکت ما قفل کرده است فقط به دلیل منفعت طلبی بدون ارزش آفرینی همین افراد است که دیگر اجازهٔ رشد و رقابت سالم و شرافتمندانه را به دیگران نمی‌دهند!

زیرا آنها هیچ احساس مسئولیتی در قبال دیگران ندارند و از آنجایی که به اصول اخلاق حرفه‌ای پایبند نیستند و برای کسب منافع بیشتر حاضرند به هر کار ناسالمی تن بدهند تا با کنار زدن دیگران از فضا و بستر رقابت بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.

در پاسخ به این سوال باید بگویم بله باید نگران باشید، البته اگر شما هم از همین منافقین نباشید.

چرا و به چه دلیلی می‌بایست با نفاق و منافقین برخورد کرد؟!

هرگاه خصوصیت و وصفی، رفتار و فعالیتی در جامعه گره‌گشا گردد و در حل موانع و مشکلات مردم توفیق داشته باشد و عامل کسب وجاهت و اعتبار اجتماعی بشود و از طریق آن منزلت و موقعیت اجتماعی برای عاملین و واجدین آن فراهم آورد، از روی اجبار (قهراً) استقبال مردم به آن و استعمال و کاربردش از سوی آنها بیشتر می‌گردد و به تدریج تبدیل به هنجار اجتماعی می‌شود.

طبعاً اگر آن وصف و یا رفتار سازنده و سالم باشد برای جامعه مفید و لازم است و باید تقویت گردد، اما اگر در واقع و درازمدت بازدارنده است، هرچند در ظاهر و کوتاه مدت فریبنده باشد، در این صورت باید از نهادینه و تبدیل شدن آن به هنجار اجتماعی جلوگیری به عمل آید. «نفاق» از سنخ کیفیات و رفتارهای دومی است، پس ناگزیریم از تبدیل شدنش به هنجار و ارزش اجتماعی جلوگیری به عمل آوریم.

بهترین و کارآمدترین روش برخورد با نفاق این است که موقعیت و منزلت اجتماعی کاذب برای افراد ساخته نشود و با ترازو و معیار نفاق حرمت و کرامت و اعتماد اجتماعی توزیع نگردد و نیز نشان داده شود که با ابزار نفاق گره‌ها و مشکلات مردم کاسته نشده، بلکه بر آنها افزوده گردیده است.

در این صورت است که تقاضا برای نفاق در جامعه بی‌فروغ می‌گردد و استدبار (پشت کردن، عدم استقبال، آخر کار را ملاحظه کردن) مردم از آن فزونی می‌گیرد و در نهایت جامعه از شرش رهایی پیدا می‌کند.

و در این بحبوحه تنها کار مثبت و درستی که از دست من بر می‌آمد، همین انتقال تجربیات گذشته‌ام برای افزایش بصیرت و سواد رسانه‌ای برای مردم و نسل جوان کشورم هست. به امید آن روزی که سرزمین خودمان را شخم بزنیم، نه زمین همسایگان و بیگانگان را.

آتئیسم؛ مَغلَطِه‌ای برای ایجاد نفاق و آشوبگری در جامعه

دقیقا ۳۶ سال و سه ماه و ۳ روز است که در این دنیای خاکی، من مشغول تبدیل کردن اکسیژن به دی‌اکسیدکربن هستم و تقریبا نزدیک به ۱۶ سال از آن را در فضای مجازی سپری کردم.

و طی این مدت که اصلا زمان کمی هم نیست، شاهد خیلی چیزهای عجیب و قریب زیادی بودم، با اتفاقات و با چالش‌های متعدد و مختلفی روبرو شدم، که از هر کدام از آنها من تجربیات ارزشمندی بدست آوردم که برخی از آنها برایم تبدیل به سرمشقی شدند تا بتوانم به کمک آنها آینده‌ام را بسازم.

برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربه‌ها درس گرفت.

اما هیچ کدام از این چالش‌ها و تجربیاتی که تا امروز با آنها روبرو شدم، مثل این چیز که اصطلاحاً به آن «خداناباوری»/«آتئیسم»/«بی‌خدایی» گفته می‌شود، نتوانست فکر و ذهن من را به خودش درگیر نماید. حقیقتاً این چیز! چیز بسیار عجیب و خیلی خطرناکی است!، از وقتی که با آن آشنا شدم ضمن ضرر و زیانی که به من وارد کرد، آنقدر مرا به هراس انداخت که نتوانستم از آن چشم‌پوشی کنم بطوری که ناچارا مجبور شدم ۴ سالی از عمر خودم را صرف تحقیق و شناخت این چیز کنم.

اگر می‌بینید که هی چیز، چیز می‌کنم به این دلیل است که این چیز:

  • هیچ تعریف مشخص و جامعی ندارد؟!
  • هیچ مشخص نیست سرش کجاست؟! ماتحتش کجاست؟!
  • و بر چه اساس و منطقی یا بر اساس چه برهانی پدیدار شده است؟!
  • ماهیت و هویتی واقعی آن چیست؟!
  • چه هدفی دارد و رسالت آن چیست؟!

باورش کمی سخت است که در قرن ۲۱ام، چیزی به واسطه انسان تولید شود، تبلیغ شود، اما هیچ تعریف و چارچوب مشخص برای آن وجود نداشته باشد. جالب آنجاست که حتی خود مبلغان این چیز هم قادر به ارائه یک تعریف جامع و مشخص برای آن نیستند.

بر اساس مشاهدات من، این چیز عملکردی مشابه با مواد مخدر (محرک‌ها و توهم‌زاها) دارد با این تفاوت:

  • چیز برابر، مخرب‌تر از هرگونه مواد مخدر (محرک‌ها + توهم‌زا) شناخته شده تا امروز است.
  • اصلا مصرف کنندگان مواد مخدر بیشترین ضرر و آسیب را به خودشان وارد می‌کنند، اما کسانی که به سمت چیز گرایش پیدا می‌کنند، بیشترین ضرر و آسیب را به اطرافیان و جامعه خودشان وارد می‌کند.
  • و موارد دیگری که باید آنرا با مثال‌های واقعی نشان دهیم.

ادامه دارد.

2 دیدگاه در “آتئیسم؛ راهکاری برای ایجاد نفاق و آشوب‌گری در جامعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.