دکتر علی شریعتی : دموکراسی می گوید : رفیق، حرفت را خودت بزن،

این نکته رو از دکتر علی شریعتی رو خوبه خوب بخونید.

دکتر علی شریعتی :
دموکراسی می گوید : رفیق، حرفت را خودت بزن، نانت را من می خورم
مارکسیسم می گوید : رفیق، نانت را خودت بخور، حرفت را من می زنم
فاشیسم می گوید : رفیق، نانت را من می خورم، حرفت را هم من می زنم و تو فقط برای من کف بزن
اسلام حقیقی می گوید : نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن و من فقط برای اینم که تو به این حق برسد
اسلام دروغین می گوید : تو نانت را بیاور به ما بده و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم، و حرف بزن، امّا آن حرفی را که ما می گوییم.

آیا ما در حال حاضر مسلمانیم؟

34 دیدگاه در “دکتر علی شریعتی : دموکراسی می گوید : رفیق، حرفت را خودت بزن،

  1. دکتر شریعتی انسان بزرگی بود و هست.

    ای کاش ما جوانان به جای مد گرایی و غرب زدگی،با اندیشه ی این چنین بزرگوارانی اندیشه و ذهن خودمونو تقویت کنیم.

    افسوس که اصالتمون رو فراموش کردیم،فکر می کنیم اونوریا ما رو دوست دارند در حالی که دکتر خودش میگه:”آنها نمی خواهند تو بفهمی،آنها از فهمیدن تو میترسند!!!!”

  2. ای کاش مردم ما بیشتر با افرادی مثل شریعتی؛جبران خلیل؛شکسپیر؛کوروش بزرگ؛ ارد بزرگ؛ اشوزرتشت؛مولوی؛ سعدی…. اشنا بودند تا جامعه ازسطح اگاهی بالایی برخورداربود وجامعه ما ازاین وضعیت غیرایدوولوژیک وغیر فهم ومنطق در می امد.

  3. سلام …
    من همه کتابهای دکتر رو نخوندم ولی خودم که شعور تجزیه تحلیل حرفای حرفها رو دارم ومی دونم نباید به اندیشه کسی توهین کرد…ماها هم به جای جلوی هم در اومدن و تعصبات بی جا بهتره منطقی به قضیه نگاه کنیم….فقط با اگاهی قضاوت کنید اونوقت می بینید که شریعتی کی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. با سلام
    اگر همه آدم ها به حق خودشون قانع می بودند الان این همه مشکل روی زمین نبود .
    یک چیز طبیعی شده روی زمین هر حکومتی میاد به نفع خودش دین رو تفسیر می کنه و تو ذهن مردمش می چپونه اون چیزی رو که می خواهد
    و حقیقت رو کتمان می کنه چون به نفعش نیست ، تا بتونه حکومت کنه . لذا هر حکومت میاد ذهن و احساسات مردم رو به بازی میگیره به اسم دین و پیامبران. و لذا حکومت می آید رو ذهنیت آدما کار میکنه .(مثلا ٌ بچه ایکه میره مدرسه از همون روز اول مدرسه چرندیات خودشون به ذهن بچه می ریزند ، به جای خود باوری و خودشناسی ، می فرستند دنبال نخود سیاه ، چیزی که وجود نداره) جامعه کنونی ما الان مریض است . جامعه هم مردم هستند . ذهن و تفکر آدما بیمار است، ذهنیت آدما اگر تغییر کند جامعه هم تغییر خواهد کرد . در این دنیا همه انسانها به هم وابسته هستند و اگر همه به حق خودشون قانع باشند دیگر هیچ مشکلی روی زمین نیست
    هر انسانی می تواند با استفاده از عقل خود که یک نعمت الهی است خوب و بد رو تشخیص بده و خیلی از ادما با نعمت عقل بیگانه هستند
    چرا آدما اجازه میدهند که یک عده مثل خودشون براشون تعیین تکلیف کنند . تمام حرف پیامبران این بوده که خدا را بپرستید و گناه نکنید (یعنی بندگی خداوند رو بکنید ) . و اینو بدونید که خدا انسان رو آزاد آفریده است . لذا این همه ظلم و بی عدالتی حاصل دسترنج خود آدما است . مشکل انسانها خودباوری و خود آگاهی است .
    در آخر من با مرز و جنگ خونریزی مخالف هستم نظرم اینه که زمین خدا هرجایی که دوست داری می توانی بری و همه از یک پدر و مادر هستیم و همه برای هم زندگی میکنیم.
    به امید روزی که همه ی انسانها بفهمند آگاهی پیدا کنند که موفقیت جامعه ، امنیت جامعه ، آرامش جامعه ، همه اینها برای خودشون هست .

  5. با سلام

    به قول دکتر شریعتی :

    تو هرچه می خواهی باش ، اما … آدم باش !!!

    چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است که به این مردم،

    آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!

    مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

    پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

    امروز گرسنگی فکر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .

    برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !

    دوستانی که روشنفکر مملکتتونو و آبروی مملکتتونو به تمسخر گرفتید براتون خیلی متاسفم :

    دکتر علی شریعتی یکی از این روشنفکران چند بعدی است که نامش در کنار بزرگانی چون فرانتس فانون، ژان پل

    سارتر، ژاک برک، گورویچ، آلبر کامو و لوئی ماسینیون که بر قلمرو اندیشه‌های جهانیان حاکم بوده‌اند، ثبت است.

    بلکه برعکس عزم راسخ او را برای بالابردن روحیه و وجدان توده‌ها جزم کرد. بدین‌خاطر به تهران نقل مکان کرد، و از این

    به بعد، حتی بیشتر از گذشته، به تعبیر مجدد و تبلیغ اسلام پرداخت. او ماموریت خود را با دلگرمی تمام با همکاری در

    حسینیه ارشاد آغاز نمود. و بدین ترتیب بود ه سلسله سخنرانی‌های آزاد خود را پیرامون اسلام‌شناسی،

    جامعه‌شناسی و تاریخ ادیان شروع نمود. جسارت او باعث شد که برخلاف سایر حسینیه‌ها و مساجد، روزانه هزاران

    دانشجو، کارگر و زن‌خانه‌دار برای استماع سخنان او به آنجا بیایند. همزمان با این سخنرانی‌ها، کتابها و جزواتی درمورد

    موضوعات اجتماعی و مذهبی، او وی نشر و توزیع می‌گردید. تعداد کلی سخنرانی‌های منتشر شده‌اش به بیش از ۲۰۰

    می‌رسد، که در نوع خود بی‌نظیر است. در کشوری که هیچ کتابی جز قرآن تیراژش به ۵۰۰۰ نمی‌رسید، کتابهای

    شریعتی در ۱۰۰۰۰۰ نسخه به چاپ می‌رسید و این بدون شرح بود!

    مسأله قابل توجه در این است که دکتر شریعتی تنها متفکر ایرانی و معلم قبل از انقلاب است که نوشته‌هایش تا امروز

    هم مشتاقانه خوانده می‌شوند. او بدون شک پیشتاز و طلایه‌دار یک مکتب فکری همگون و مترقی است. هرگونه تلاش

    برای بهره‌برداری از شریعتی در راه اهداف خاص سیاسی و برداشتهای خاص از جریان فکری او نه تنها تحریف

    اندیشه‌های او در کل به حساب می‌آید بلکه روح و روان او را آزرده ساخته و بی‌عدالتی و بی‌انصافی بزرگی نسبت به

    اوست، و بهمین ترتیب منصفانه نیست که دکتر شریعتی را بخاطر عیب و نقص‌هایش تخطئه کنیم، چه برسد به اینکه

    بگوئیم او اگر زنده بود پا در جای پای این گروه یا آن گروه می‌گذاشت.

    در این مبارزه به نظر می‌رسد که دکتر شریعتی هم قربانی شده است، بگونه‌ای که امروز آثارش زیر تیغ برّان سانسور

    قرار گرفته است، و با اینکه حکومت ایران برای بزرگداشت اساتیدی چون استاد مطهری، مراسمهای متععدی در طی

    روزهای مختلف برپا می‌کند، اما دکتر شریعتی مورد اجحاف قرار می‌گیرد.

    زندگی دکتر علی شریعتی ناگهان در آغاز شکوفائی جسمی و فکریش و در بطن دوران طبیعی بارور شدن و پختگی

    بیشتر، به پایان رسید. ایمان، صداقت، فداکاری و استقلال او، غیر قابل تردید بوده و هست. بدرستی که شریعتی یک

    معلم جاودانه و فناناپذیر بود. مادامی که فرقه‌گرایی و جزمیت وجود داشته باشد، آزادی فکری نادیده گرفته شود، از

    ایدئولوژی‌ها برای انگیزه‌های قدرت‌طلبانه بهره‌برداری گردد و مذهب وسیله کسب مشروعیت سیاسی و پوشاندن

    دیکتاتوری شود، شریعتی در صحنه حاضر خواهد بود و اندیشه‌های فناناپذیرش در ایران نفوذ خواهد داشت.

    وسلام…..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *